{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان

کاور رمان رو عوض کردم🎀
°~☆رمان☆~°
نام رمان~دشمن من
پارت~4
☆لعنتی حالت خوبههه؟؟؟😨
من=فک نکنم🗿💔
♡ک...کاچان....من م...میمیرم؟🙂
☆ن..نه نمیمیری نگاه من کن چشمات رو نبند باشه ایزوکووو خواهش میکنم!😰
♡م...میدونی...دوست.....د...دارم...کاچان.....ببخ....شید..🫠
☆منمممم خیلی دوستت دارم ایزوکوووو میخواستم بهت بگم لعنتی ترکم نکننن😢💢
&میدوریااا میدوریا ح..حالت خوبههه؟!
لعنتی سریع آمبولانس خبر کنید زخمش خیلی بده!🫣
من:هی...لوله گاز...🥸💔
¤میدوریااا لعنتی این آمبولانس کوفتی کی میاددد؟؟؟💢
☆میکشمت توگااااااااا🤬💢
من:خب‌ادامه داستان رو من میگم🗿
ایزوکو رو بردن بیمارستان وسط راه‌ قلبش ایستاد اما با شک برش گردوندن
و خلاصه بردنش اتاق عمل و عملش کردن عملش با موفقیت انجام شد و² روز بعد به هوش اومد(نگران نباشید)
♡کاچان....
☆بله....
♡کی...مرخص میشم؟......
☆فعلا‌ تا بعد از ظهر هستی
♡باشه...راستش ببخشید اگه دردسر براتون درست کردم...🙃
☆نفله دردسر چی ؟ تو همه مارو نجات دادی بهت مدیونیم🙂و درزم خیلی دوست دارم❤️ از این به بعد هرکس نگاه چپ بهت انداخت با من طرفه!💢
♡(خندیدن)منم خیلی دوست دارم و اینکه لازم نیست همه رو به فنا بدی😂❤️
☆لازمه!!🗿
ادامه دارد...
بمونید قشنگام💖🫶🏻
دیدگاه ها (۰)

رمان

رمان

بچه ها این رمان من نیست و من ننوشتمش و درخواستی هست پارت ۶ ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط